|
| |
|
یکشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٦
به نام مقام متعال 1-معرفی کتابهای مصور مفید: کتاب "کهن دیار"(نشر سبزان) که چاپ دوم آن در سال جاری عرضه شده است با کیفیتی عالی و دربردارنده تصاویری از "مجموعه آثار ایران باستان در موزه های بزرگ جهان " است. تصاویر رنگی و سیاه سفید این مجموعه بر روی کاغذ گلاسه براق , مجال دیدن چنین آثاری را که پاره ای از آن در موزه هایی دور از دسترس است, به صورت مصور فراهم کرده و با توضیحات مناسب, زمینه ساز آشنایی خواننده با فرهنگ و پیشینه ایران باستان می شود. زیبایی و هنر خیره کننده پیشینیان, خاصه هنر فلزکاری و ظرافت های چشمگیرچنین آثاری, ما را که تصاویری ناقص دیده بودیم به تعجب وامی دارد! البته کمی کاوش شبکه ای نیز تصاویری چنین در اختیارتان قرار خواهد داد. از جمله اطلاعاتی که برای من نیز تازگی داشت: پس از فتح مصر توسط "داریوش" و ساخت معبدی ویژه آیین مصریان به فرمان او, لقب "فرعون" از سوی مصریان نصیبش می شود بنابراین هنر شگرف سنگ کاری مشابه در مصر را همه به نام ایرانیان باز می گرداند. دو کتاب دیگر تخت جمشید(انتشارات در) و یافته های نازه از ایران باستان(نشر ققنوس) نیز به صورت مصور اما در قالب سیاه و سفید اطلاعاتی از این دست ارایه می دهند که کتاب آخری یافته هایی از تنگه بلاغی مربوط به چندین دهه پیش رامعرفی می کند!! کتاب دیگر "زبان بدن(نشر جانان) " که اختصاص دارد به ارتباطات غیر کلامی. ژست ها و فیگورها, نحوه حرکت و قرار گیری بدن و به طور کلی نمادهای حرکتی غیر کلامی ای که شاخه ای مهم از علم ارتباطات را شکل بخشیده است هرچند به این جنبه از علم ارتباطات در ایران چندان به صورت آکادمیک پرداخته نشده است! اما علاقمندان می توانند با مطالعه این اثر و یا جستجوی منابع دیگر به شخصیت و باطن افراد در فرآیند ارتباطات پی برند هرچند توصیه می شود ابتدا به اندازه کافی بر آن مسلط شوید و سپس قضاوت کنید! مثالهایی اندک از برداشت های غلط از چنین قضاوت هایی در برخی صفحات به چشم می خورد و مهمتر آنکه در هر فرهنگ و بینش و ایدئولوژی این علایم متفاوت است پس بیهوده این اثر را معیار سنجش نسازیدکه دودش به چشم خودتان خواهد رفت!! 2-Mouse Hunter *** به گمانم دندانش را خلال می کند! پودهای قالی دستی را بیرون کشیده و به گوشه ای می اندازد! آنها را درسته از میان تارها می کشد بیرون آنهم در اتاقی که نزدیک به هزار جلد کتاب در آن خفته است و هزاران نوشته و طرح و ... وای اگر دندانت برسد به یکی از آنها ... هپی خانم را می آورم ببینم چیزی می فهمد یا نه. پدر سگ لوس ایستاده سرش را می گذارد روی پایم تا نازش را بخرم با آن هیبت همیشه خندانش! وبعد خرت خرت خودش را خاراند و بنده که از ترس کک , همان کک هایی که دمار از روزگارم بر آورده بودند به سرعت بیرونش بردم.بی خیال شناسایی موش!!! تمام شهر را برای یافتن تنها دو عدد تله موش... یکی از آنها را به دست می گیرم سالهاست که آنها را ندیده بودم. آزمایشش می کنم و فنرش را می کشم عقب و ضامن را می گذارم در سوراخ صفحه متحرک و به مانند ابلهان انگشت شستم را می زنم به صفحه. چه سرعتی!! وای!دلم برای موش پدر موش ,می سوزد! باید چه دردی را تحمل کند! انگشتم را کرده ام داخل یک لیوان آب سرد دیروز شخصی می گفت که مدل چسبی آن نیز موجود است. موش گیر چسبی! و بعد برایم تشریح می کرد که اول موش پایش می چسبد و بعد پوزه اش! و بعد حتما با نگاه ملتمسانه می گوید:تمامش کن! به یاد مورچه خوار و سوراخ فوری اش می افتم. هرجاش می گذاشت باد آن را می آورد سر راهش می چسباند حالا تصور کنید صبحگاه, هم موش و هم موش گیر چسبی به اضافه خودم باید برویم برای جداسازی!! حالا شانس بیاورم تله های فلزی عادی به مانند آثار کمدی نچسبد به دماغمان هنر کرده ایم البته امیدوارم مانند فیلم "شکار موش" ,از آن موشهای تحصیلکرده و باهوش باشد که آنوقت باید به فکر مذاکره باشیم!البته این بد نیست. بد آن است که مدل خنگ و زبان نفهمش بخورد به تورمان! مطالب زیر را قبلا نیز در بلاگ گذاشته بودم اما باز لطف دیگر دارد: *چون چنين بارگاهي است ، اكنون او بي نياز است تو نياز ببر ، كه بي نياز نياز دوست دارد ، به واسطة اين نياز از ميان اين حـوادث نـاگـاه بــجـهي. * هر كه فاضلتر دورتر از مقصود . هر چند فكرش غامضتر ، دورترست . اين كار دل است ، كار پيشاني نيست. * مـرتـبه دورست از خوشي روح رسيدن تا روح را ديدن . بعد از آنكه روح را ديد راه خدا از آنـجـا مي بايد رفتن ، تا خدا را معاينه ببيند هم درين حيات. * تا خود را به چيزي ندادي بكليت ، آن چيز صعب و دشوار مي نمايد؛ چون خود را بكلي به چيزي دادي ، ديگر دشــواري نـمـاند. * عيبي باشد در آدمي كه هزار هنر را بپوشاند ، و يك هنر باشد كه هزار عيب را بپوشاند . آن يكي را همه عيبها نبود الا كيـنه دار بود، هنرهاش را پوشانيد ، و سرانجامش چه شد ؟ . . .{لعنت} *خاك كفش كهن يك عاشق راستين را ندهم به سر عاشقان و مشايخ روزگار ، كه همچو شب بازان كه از پس پرده خيالها مي نمايند به ازيشان ؛ زيرا كه آن همه مقّرند كه بازي مي كنند ، و مقّرند كه باطل است ، از ضــرورت ، از براي نــان مي كنيم . جهت اين اقـرار ، ايـشـان بـه انـد ! * تا بتواني در خصم به مهر خوش در نگر ، چون به مهر در كسي در روي ، او را خوش آيد ، اگر چه دشمن باشد ، زيرا كه او را توقع كينه و خشم باشد از تو ، چو مـهـر بـيـند خوشش آيد. * اگر چه ترا اخلاق خوب هست در وجود خويش ، و از صفات كين داري پاك است و از خيانت و دزدي ، و ليكن درين وجود خيانت و دزديهاي نهاني هست ... اگر به تماشاي پاكي و نيكي خود مشغول نباشي ، و آن خيانتهاي پنهاني را پاك گردن گيري ، اين پاكي و نيكي كه داري بيشتر شود . * آنها كه تمييز الهي دارند كه ينظر بنور اللـه ، دانند كه آنچه در نظر وي هنرست و دقيق بيني است ، در نظري كه بعد از فناي نظرها باقي ماند ، حمـاقـت است و حجاب. * همة خلل ياران و جمعيت آنست كه نگاه ندارند يك ديگر را ، بايد كه چنان زيند كه ايشان را لاينفك دانند. * اين جماعت كه به غفلت به حضور بزرگان مي روند و ايشان را خبر نيست از حقيقت حال ايشان ، از بهر آن است كه بي استعداد مـي رونــد. * اينكه به وقت محنت از حق رو گرداند ، و به وقت نعمت خدمت كند ، معشوق گويد كه من خوش در آيم ، تو خوش در مي آيي. * آن انديشه كجا گنجد در خانة دلم ؟ كه خانه پـُر است ، يك سوزن را راه نيست . تون انباري را آورده است كه اينجا بنه! كـجـا نـهــم ؟ جـا بـنـمـا ! *هر كه را پيش تو نيكي گويند ، و يا از تو نيكي كسي پرسند ، از تو تقاضاي نيكي مي كنند ؛ و هم چنين چون بدي گويند كسي را ، چنان دان كه حق با تو محاسبه مي كند در بد و نيك تو ، تا پرهيز كني . *هر كه در تلخي خندان باشد ، سبب آن باشد كه نظر او بر شيريني عاقبت است. پس معني صبر ، افتادن نظر است بر آخر كار ؛ و معني بي صبـري نارسيدن نظر است بر آخر كار . * من مفاخرت نمي كنم ، من ره مي نمايم ، كه ره نيازست و شه پر نيازست . * هيچ نمي داني و نمي بيني محل غضب و راحت و مشقت و غيرها از تن تو و يا از دل تو كجاست. اكنون تو آن محلي ؛ نامرئي ،نامعين ، و زبان و حروف و اعضا و اجزاي ديگر آلات وي است . * آن چرك اندرون را كدام آب پاك كند ؟ سه چهار مشك از آب ديده ، نه هر آب ديدهاي ، الا آب ديده اي كه از آن صدق خيزد. ۴-باور کنید بیشتر یادداشت های من ذکر تاثیر گذارترین ها ست! یعنی هرچه با آن مواجه می شوم را می نویسم و آنهایی را هم که فرصت نمی کنم و خویش سانسوری حکم می کند که مفرما... ***از آنجایی که مطلب بالا آماده نشر بود اما در آخرین لحظه کشف شد که موشی در کار نبوده است و نخواهد بود! (سر رشته در جای دیگر بود که پودها بیرون می جست وگرنه تا سالها در حیرت موش انیشتن می نشستم که به چنگ نمی آمد!) مطلب را نشر می دهم برکت باشد... [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]
|
آغاز وبلاگ پائیز 1381
آغاز شمارشگر 23شهريور 82
پرشينبلاگ مسئوليت محتواي لينكها بر عهده دارندگان آن است!! LINK: وبلاگ ها و ... سايتها !آنتي فيلترينگ! در حمايت از گردش آزاد اطلاعات / آزادي بيان و عقيده / حق دسترسي به اطلاعات !? and ...
|
All rights reserved .(ح)
تمامي حقوق مرتبط با مطالب و وبلاگ محفوظ است
بهمن خشنودي - Bahman.Khoshnoodiy
